پاسخی بر مدعای آقای نراقی
مقدمتا معروض می دارد که تلاش جنابعالی و هم قطاران روشنفکر در تقریب آرای دینی با واقعیات جوامع معاصر قابل تقدیر و به قول احدی از اعزا (به نظرم آقای دکتر سروش دباغ) موجبات برخی آرای جدید فقها پس از انتشار ، مباحثه و طرح مساله است. همچنین به خاطر دارم که مرحوم آیت الله منتظری قدس الله نفسه الزکیه در مقدمه پاسخی بر مدعای دکتر سروش در باب "قرآن تجربه محمد(صل الله علیه و آله)" این قبیل مدعیات را از دانشمندی چون ایشان طرح مسأله برای گعده های علمی خواندند که مفید حوزه و دانشگاه است چرا که اجماع بر آن قطعی است.
نخست آنکه اگر قرآن را فصل الخطاب تواصی شارع و پیامبر صل الله علیه و آله را مفسر و معصومین علیهم السلام را مبین آن بدانیم ؛آیا این مقدار فاصله تفسیری از قول و فعل و تقریر ایشان که از فریقین به ما رسیده است با تعابیر و تفاسیر شما متفاوت است!؟ و این مقدار حدیث و روایت از فقها رضوان الله تعالی علیهم و مفتیان متقدما و متاخران همگی دروغ و ساخته و پرداخته تفاسیر غلط و ادعاهایی در خصوص براهین فقهی فرقین(و حتی دیگر آیین های ابراهیمی) جنابعالی که به قولی اجتهاد در مقابل نص است ، صحیح است!؟
فلذا اگر بخواهیم اجتهادهای فردی و تفاسیر گروهی و فرقه ای را اصالت دهیم باید وقعی بر تفاسیر داعشی و فرقانی و مجاهدین خلقی(رجوی) از دین را بپذیریم چرا که آنان نیز اگرچه به شیوه فروتنانه و آکادمیک جنابعالی و دیگر روشنفکران دینی اظهار نظر نداشته اند ولی به حال استدلالاتی بر مدعای خود قیام و بر آن اساس نیز عمل کرده اند.
دوم روشنفکران هماره سعی بر ساده کردن تفاسیر دینی به خصوص برداشت از کتاب مقدس دارند چرا که در غیر این صورت رجوع به کارشناس متخصص که یقینا تفسیرش مورد تردید روشنفکرست ضروری است فلذا ساده ترین برداشت ها بدون نیاز به مراجعه تاریخی و تتبع در بطن باید مورد بهره آید و آنچه از متن برمی آید همین برداشت رایج و حرمت همجنس گرایی است. البته در وصایای حضرت رسول صل الله علیه و آله به امیرمومنان علیه السلام وارد است که آن وجود مقدس از بحث با مخالفان در متن قرآن به دلیل تعابیر و تفاسیر حذر و سیره نبوی صل الله علیه را مبنای محاجه برای ایشان تبیین فرمودند فلذا ضمن آنکه از سیره نیز حرمت امر استحصال می شود آیا جنابعالی به عنوان یک اسلام شناس ،حاضر به بیان این نظر در مقابل امام حی (حضرت حجت ابن الحسن روحی و ارواحنا لتراب مقدمه) می باشید!؟
سوم بر قاعده "کلما حکم به العقل ، حکم به الشرع" چه مبنای عقلی جز فشار جامعه برای بیان این مصادیق و رضایت ایشان از جامعه روشنفکری وجود دارد که قرآن ضمن هشداری به آن سرور و فخر بشر می فرماید:
وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِير (بقره/120)
بلی عقلی که "کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ" است سعی در تفسیر هر شهوت و زیاده خواهی بشر داشته و توجیهاتی برای آن می یابد ولی مسلمان(به معنی عالم کلمه) مراقبت دارد که هر خواست شخصی را به عنوان امر الهی تلقی نکند که همچون بنی اسرائیل بهانه جو که احکام خود خواسته منتسب به شارع می داشت گرفتار آیت زیر نگردد:
وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(انعام/139)
آقای دکتر
نیاز جامعه امروز ما و به خصوص نسل جوان و علی الاطلاق سرزمین ما ارائه تفاسیر و تعابیر نوگرایانه از دین و به ویژه احکام آن نیست.چرا که بر اساس عملکرد بد حاکمان و اصولا انتظار اشتباهی که پدران ما در چهل سال ماقبل (و یا بیشتر) از کارکردهای اجتماعی دین داشتند موجبات ظن عدم کارکردهای فردی دین برای جوامع مزبور گردیده است.تجارب کلیسا در متقدم و افراط گری های طالبان و القاعده و داعش را در معاصر مضاف و اجماع غرب و شرق و داخل نظامات اسلامی از عربستان تا ایران را در این ماجرا دخیل دارید.
لذا این گعده ها فقط نیوش طلاب و عده های کوچک جامعه و صرفا موجبات گیر و گرفتار شما و دیگر روشنفکران است ، ملتی که امروز از پیر و برنا و مذهبی و لامذهب همگی از صبح تا شام فکر نان و اقتصاد افتاده و شب نیز یا در تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی به دنبال تفنن یا قهوه خانه و پارتی به دنبال آن می گردد و حتی در مسجد و حسینیه اش هم به دنبال ارضای تمایلات زمینی اش است؛ دغدغه ی دینی اش کم رنگ شده و هر کاری را که بخواهد (چه آن را دینی تشخیص داده یا نه) انجام می دهد و در خوش بینانه ترین حالت صرفا به دنبال توجیه دینی بر آن برمی آید.
الغرض ضمن درخواست از جنابعالی در خصوص توقف حمایت و مباحثه در چنین مطالب مناقشه انگیزی که ریشه و حاصل تعاریف دین داری و دین خواهی جامعه و جوانان نیست و صرفا موجبات بهانه عده ای برای این اعمال خواهد شد و حداقل قبح آن را که در لاییک ترین جوامع شکسته نشده در جوامع اسلامی مخاطره می اندازد به آنچه باید در زمینه دین و دینداری فکر کرد و به جریان انداخت اندیشه پراکنی نمایید.
هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ(آل عمران/138)
همه از دست غیـــــــر ناله کنند